تقدیم به آنکه :
آفتاب مهرش در آستان دلم هرگز غروب نمیکند . . .

تقدیم به آنکه :
آفتاب مهرش در آستان دلم هرگز غروب نمیکند . . .

در سایبان عاشقی ،
در کوی مهر دلبری ،
خوبان فراوان دیده ام ،
اما تو چیز دیگری ...
اما تو چیز دیگری ...
چه احساس قشنگیه .........
![]()

وقتی وجود عزیزی رو كنارت حس كنی
دستاشو تو دستت بگیری
باهاش قدم بزنی
صداش رو بشنوی
بودنش رو در كنارت لمس كنی
چه احساس نازنین و شیرینیه ...
روبه رو با كسی كه دوسش داری بشینی ...
چشاش رو نگاه كنی ...
تا عمق وجودت از یه گرمای عجیب آب بشه !!
قلبت پر تپش بشه ... انگار داره از سینه كنده می شه !!
چه احساس عجیبیه ...
وقتی بخای با انگشتات صورتشو حس كنی
با موهاش بازی كنی
خدای من ... باور كردنی نیست ...
اونی كه می خوای ... دوسش داری ...
كنارت باشه ... باهات باشه ... هم راهت ... هم پات باشه ...
باور كردنی نیست ...
نه ... باورم نمی شه تو كنارمی ... وجودتو حس می كنم ...
ولی باورم نمی شه !!!
![]()
![]()
![]()
![]()